نقطه دات نقطه

  • 07:20:46 ب.ظ. on سپتامبر 21, 2008 | 8
    برچسب‌ها: , , ,

    / شب قدر

    داستان ؛ داستان چشم است ، پلکی که بر هم نرفت ، اشکی که گل کرد خاک گونه را و متولد شد «آدم»ی تازه .

    Advertisements
     

Comments

  • Amir 3:33 ب.ظ. on دوشنبه, سپتامبر 22, 2008 | # | پاسخ

    آره آره واقعا . . . !

  • Mohammadreza 5:47 ب.ظ. on دوشنبه, سپتامبر 22, 2008 | # | پاسخ

    هم فرم و هم محتوا هر دو عالی بود. هرچند اعتقادی، لیک فراوان لذت بردم.

  • فرشاد 7:43 ق.ظ. on سه‌شنبه, سپتامبر 23, 2008 | # | پاسخ

    زمین زایمان اندوه زنی است که خیال خدا را خوابید و خواب دید آدمیان بسیار را….

  • هایپر 4:57 ب.ظ. on سه‌شنبه, سپتامبر 23, 2008 | # | پاسخ

    hmmm

  • پژ 5:46 ب.ظ. on سه‌شنبه, سپتامبر 23, 2008 | # | پاسخ

    میگم امین، تو همون دلداری ندی بهتر نیست؟ :))

  • پژ 6:15 ب.ظ. on سه‌شنبه, سپتامبر 23, 2008 | # | پاسخ

    اسمایلی پژ با سری خونین و مالین که به زور خودشو رسونده به اینجا ولی از هوش میره و امین رو به عنوان جنایتکار میبرن زندان و باقی ماجرا که میشه سریال سال آینده ی ماه رمضون! :)))))))))))

  • محمد امیر حاجلو 9:03 ق.ظ. on یکشنبه, سپتامبر 28, 2008 | # | پاسخ

    سلام
    واقعا حرفهای جالبی میزنی ( حال کردم باهات)
    آقا نظرت در مورد تبادل لینک چیه ؟
    منتظرت میمونم 1 سر بهم بزن

  • رضا 8:21 ب.ظ. on دوشنبه, سپتامبر 29, 2008 | # | پاسخ

    سلام
    وب خیلی خوبی داری
    برای تبادل لینک من شما رو لینک کردم لطفا شما هم منو لینک کنید
    عنوان:سلام بیا
    http://salambia.mihanblog.com/


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: